تبليغاتX
افسر سایبری
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
افسر سایبری
یاابالحسن ، قلبمان را بهاری نگه میداریم تا بیایی. آن روز که بیایی شروع تقویم است
"از نسل سلمان" یکشنبه 24 اردیبهشت1391
آیا میدونید که کشور جمهوری آذربایجان ۹۵٪مسلمان و ۸۵٪شیعه داره؟

آیا میدونید این کشور جزء کمسیون اسلامیه؟و این یعنی اینکه قوانین اون٬قوانین اسلامیه.

آیا میدونید رابطه ما٬با آذربایجانی ها بیشتر رابطه خونی و برادریه تا همسایگی؟

آیا میدونید "الهام علی اف" ممنوعیت حجاب رو در یک کشور اسلامی به تصویب رسوند؟اون موقع ما کجا بودیم؟

آیا میدونید مسجدها در این کشور مسلمان بسته و حتی تخریب می شن؟ ما چه وظیفه ای در این قبال داریم؟ سکوت .....!!!؟؟؟

آیا میدونید عزاداری های حسینی ممنوع اعلام شده و صدها نفر بازداشت شده فقط برا این یه مورد وجود داره؟ چرا این اتفاقا رو ندیدیم؟کجا بودیم؟ پارک؟ سینما؟ گردش؟؟؟!!!

آیا میدونید که حتی سخنرانی مذهبی هم ممنوع شد؟این شما رو به یاد حکومت پهلوی نمیندازه؟

آیا میدونید "الهام علی اف" قانون حرام بودن هم جنس بازی رو حذف کرده و از این طریق تونسته عضویت یورو ویژن-رژه هم جنس بازان که پر بیننده ترین برنامه جهانیه و هر سال در یک کشور به مدت ۴ روز برگزار میشه و ۱۰۰ میلیون در روز بیننده داره- رو داشته باشه؟اون موقع چرا ساکت بودیم؟

آیا میدونید امنیت این رژه بر عهده اسرائیله؟ واقعا چرا؟؟!!!

آیا میدونید که منافقان پایگاه اشرف به آذربایجان میان تا در اونجا اسکان داده بشن؟میدونید چرا این اتفاق می افته؟چون اسرائیل به پروتکل های یهود مپل حکم موسی نگاه و عمل میکنه ولی ما از قرآن فقط بوسیدن رو به ارث بردیم ..... !!!

آیا میدونید مجوز تشکیل مدارس یهودی صادر شده اما حوزه علمیه نه؟؟!!!

آیا میدونید که ۴۰٪گاز اسرائیل از طریق یک کشور شیعه تامین میشه؟؟!!

چرا کمسیون اسلامی ساکت نشسته؟ هرچند انتظاری هم نیست٬چون در قضیه فلسطین و بحرین و ... هم سکوت کرده و بزرگ این جمع -ملک عبدلله- با اسرائیل رفیق فابریک ان.

چرا ایران سکوت کرده؟

اگه گربه از پشت بام بیفته رسانه ایش می کنن.....جالا چی شده که ۸میلیون شیعه آذری قدر گربه هم نیستن؟

چرا دانشگاه ها و دانشجوها ساکتن؟ بیانیه ای؟ تحریمی؟ چیزی .....!!

کجاست بسیج ؟ کجاست رگ غیرت؟کجاست بصیرت؟کجاست هوشیاری؟

یا ایها شیعیان ....... اتحدوا .......... اتحدوا



دو تا کلیپ در همین رابطه

زحمت نشه یه نگاهی بندازین

۱)هیهات منا الذله

۲)نصر من الله

"از نسل سلمان" شنبه 23 اردیبهشت1391
یه  لحظه فکر کن ......

به لذتی که پیامبر این روزها می کشه فکر کن .......

قربونش برم چقدر خوشحاله .......

فرزند دلبندی داره که خدا اولین مژره دهنده اش بود ........

چه چیزی بالاتر از این ؟؟!!

 

یه چیز دیگه ای هم باید بگم و اون تبریک روز مادر به مادر مهربون خودمه ......

با اینکه این مطلب رو نمیخونه اما باید حق مطلب رو ادا کرد هرچند صاحب مطلب از اون بی خبر باشه.

مادر عزیزتر از جانم ٬

ممنونم که بهترین اسم دنیا رو رو من گذاشتید تا هر وقت خواستم راه رو اشتباهی برم٬خجالت زده برگردم و دوباره بشم نوکر اهل بیت .

ممنونم که نماز خوندن رو خوب یادم دادی و هر بار تشویقم میکردی و من بیشتر عاشق می شدم.

ممنونم که گذاشتی هرچیز خوبی رو تو دنیا تجربه کنم و لذتش رو بفهمم.

ممنونم که در خطاها و اشتباهاتم محافظم بودی تا از راه به در نشم و قدم به قدم باهام اومدی.

ممنونم که گاهی فرصت میدی ناملایمات روزانه ام رو با تو درمیون بذارم و دراین میان گاهی هم لطمه می بینی تا بزرگتر بشم.

ممنونم که همیشه سنگ صبورم بودی و همچون منی رو تحمل کردی.

مادر خوبم ٬ ممنونم که هستی .....

"از نسل سلمان" پنجشنبه 24 فروردین1391
میدونی چه فرقی باهم دارن؟

مردن و شهادت رو میگم.

یه جای قشنگی خوندم : مرز مردن و شهادت ٬ خون نیست ٬ خود است ...

واقعا وقتی آدم فکرش رو میکنه می بینه که حرف درستیه.

باید از خود گذشت تا به خدا رسید.

راستی !!!! ما چه قدر از خودمون گذشتیم ؟؟؟

چرا این قدر کارمون گیر داره درحالیکه دین حیات بخش(اسلام) ٬ دینمونه ؟!

چرا این قدر کارمون وله ؟!

چی باعث شده که این همه بی خیال باشیم ؟!

چرا این قدر از قرآن و نهج البلاغه و صحیفه فاصله گرفتیم ؟!

آخه یکی نیست بگه که "من ٬ من ٬من" گفتن تا کی ؟!

باید حتما کارمون گیر پیدا کنه تا به فکر بریم و توبه کنیم و گریه ٬ گریه ٬ گریه ؟!

به خدا قسم میدونم که میدونی این حرفا رو .... ولی دونستن یه طرف و عمل کردن یه طرف .

امروز برو و قرآن و وردار ..... خدا باهات حرف داره .....

 

"از نسل سلمان" دوشنبه 29 اسفند1390
ردوی راهیان نور امسال به قدری زیبا بود که توان گفتنش نیست ....

از تنگه مرصادش بگیر تا اروند ٬ شلمچه ٬ طلائیه ٬ هویزه ٬ فکه و دو کوهه اش....

زیبایی های همچین جاهایی رو فقط دل تواند دید و بس ....

ای کاش می تونستم بیشتر توضیح بدم ولی حیف که :

درد عشقي کشيده ام که مپرس / سوز هجري چشيده ام که مپرس / گشته ام در جهان و آخر کار / دلبري برگزيده ام که مپرس / سوي من لب چه ميگزي که مگوي / لب لعلي گزيده ام که مپرس.

 



و اما باید اضافه کنم کههههههههههههه:

سال نو مبارک

به امید حق٬امسال ساله فرجه ان شا الله

 

"از نسل سلمان" چهارشنبه 10 اسفند1390

آقای دکتر پزشکیان ٬ سلام

وزیر بهداشت و سلامت دولت اصلاحات ٬ نماینده مردم تبریز٬آذرشهر و اسکو

 فرصت نشد در مدت زمانی که مهمان دانشگاه ما بودید همکلامتان شوم پس می نویسم برایتان :

جایی در همین حوالی شنیدم که گفته اید: "پس از ۳۳ سال در جمهوری اسلامی٬نمی توانیم مسولی را پیدا کنیم و بگوییم که آدم خوبی است و دستش درد نکند"!!!!

با خواندن این جمله عزم خود را جزم کردم تا از شرف شما دفاع کنم و بگویم که دستتان درد نکند.

دستتان درد نکند که در این شرایط٬شعار خود را "اجرای قانون" گذاشته اید.واقعا نیاز همه مان است این قانون.

دستتان درد نکند که ۱۰ ماه در جبهه اصلاحات و همراه با دوستانتان در سال ۸۸ قانون شکنی کردید و امروز همچین بی خیال٬شعار اجرای قانون می دهید که هر کس نداند فکر می کند یا دچار اختلال فکری شده اید یا مردم را گاگول فرض کرده اید!

دستتان درد نکند که با وجود عیش و نوش های هم قطارانتان در لندن و کاخ الیزه ٬ حاضر شده اید خفت و خواری را به جان بخرید تا به  اربابان دربند خود ـ خاتمی و موسوی و کروبی ـ خدمت کنید.

دستتان درد نکند که در صفحه اول سایتتان با خاتمی عکس دارید و کار من را آسانتر کردید.

دستتان درد نکند که هر چه از علت سکوتتان در دولت اصلاحات و فتنه ۸۸ پرسیدند جواب دادید : "وظیفه من نیست که با این کارها مخالفت بکنم یا نکنم!!!!!!"

می توانم بپرسم پس وظیفه شما به عنوان نماینده من در مجلس چیست؟ استیضاح حسین علیه السلام؟ یا به داداگاه کشاندن ولی امر مسلمین؟؟شاید هم خطبه خواندن آن هم به زبان شیرین عربی!!!

{اما خدایی دستتان درد نکند که جزء "خواص بی بصیرت" شدید تا ما مصداقی را از نزدیک ببینیم و تجربه اش کنیم تا در آینده به بچه هایمان پز دهیم که ما هم نمردیم و فلان بی بصیرت را از نزدیک دیدیم.}

دستتان درد نکند که هر چی از شما سؤال کردیم یک جمله جواب دادید و آن اینکه "شما نمی تونید این سؤال را از من بپرسید چون من را شورای نگهبان تأیید کرده و از صدتا فیلتر گذشته ام" و من چون میکروفن نداشتم داد زدم :"بنی صدر رو هم شورای نگهبان تأیید کرده ..... شما که جای خود دارید"  و در پاسخ من ٬ قهر کردید و رو برگردوندید.

دستتان درد نکند که در "پارک ملت" تولید کنندگان دانش و علم پژوهان را کالاسفار -الاغ - خطاب کردید درحالیکه رهبر انقلاب بر جنبش نرم افزاری تأکید دارن و از افتخاراتمان همین بس که رتبه ۱ در تولید علم را داریم.

دستتان درد نکنه که فرمودید :"ما نتونستیم قانون رو عادلانه بنویسیم و قانون اساسی ما از پایه غلط است" ..... آفرین به این پشتکار که با این همه گند کاری٬باز عقب نمی نشینید.

دستتان درد نکند که هر چند وقت یکبار٬جو انتخابات را سرد می بینید و مدام حرفهای رسانه های غربی را برایمان ترجمه و گاها دوبله می کنید.

دستتان درد نکند که حوصله کردید.

راستییییییییییییییییییییییییی ...... تا یادم نرفته بگویم که لطفا سلام ما را به جلبکهای سبز برسانید. ما که دستمان از آنها کوتاه است.

                                                                                                              مخلص ایم

                                                                                                         " از نسل سلمان"



یادم رفت بگویم : ممنون بابت دروغ هایی که از مناظره دانشگاه ما ٬ در سایت رسمی تان گذاشته اید.

حالا چرا اینقدر دستپاچه ؟؟؟

"از نسل سلمان" یکشنبه 16 بهمن1390
گاهی به قدری دلم برای نوشتن تنگ می شود که بدون عنوان هم می توانم شور و عشق نوشتنم را حفظ کنم ....

داشتم دنبال عنوان می گشتم .... دنبال موضوع بودم ..... فکر می کردم و به چشمان تو خیره شده بودم ..... نمی دانم چیست آنچه که از چشمان تو تا عمق وجودم جاریست ؟!!!

نگاهت با من سخن می گوید .... لازم نیست چیزی به زیان بیاوری ..... چشمان ات گویای همه چیزند

می خواهم از تو بگویم ...... یا نه ...... از تو گفتن ٬ کار من و امثال من نیست ...... گفتنی ها را گفته اند و ما فقط شنیده ایم ...... پس اجازه بده تا با نام تو شروع کنم ابراهیم.

ابراهیم هیچ حواست هست ؟!!!!

این روزها نام تو را بهانه خیلی از کارها می کنند ...... از فتنه های ۸۸ که بگذریم و نگاهی به درون خود بیندازیم ٬ خوب معلوم می شود اشکالات کارهامان.

هدفم آسیب شناسی و اینجور کارها نیست ...... درد دل دارم ابراهیم ...... حواست با من هست؟؟؟

می بینی که چه طور از هم دوریم درحالیکه به هم نزدیکیم ؟!!!

می بینی چه طور بصیرت هامان کمرنگ شده !!!

می بینی چه طور مسائل ساده در زندگی های کوچکمان ٬ بزرگ و مسائل بزرگ٬ گم می شوند!!!

می بینی چه طور حق را می خورند و تهمت هم می زنند و ادعایشان هم گوش فلک را کر کرده!!!

موضوع را سیاسی نکنید ...... اصلا سیاسی نیست ..... بحث اخلاقیات است ...... بحث شعور است ..... بحث اهم و مهمی است ...... بحث "کوچه علی چپ" است.

این روزها خیلی ها خود را به این جور کوچه ها می زنند و عمری را در آن سپری می کنند ..... ما که نمی دانیم اما شاید کوچه قشنگی باشد ...... چه کسی میداند ؟؟؟؟ شاید.



دلم گرفته از جمع و فضای بسیج حوزه مون ...... هوامون رو داشته باش ابراهیم ..... این میان خیلی ها خدا رو ول کرده اند و تو وامثال تو را چسبیده اند ....... شهدا را هدف همه کارشان قرار داده اند ...... کسی نیست در گوششان فریاد کند که : "آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآهااااااااااااای شهدا مسیرند ...... سرت را بالا بگیر تا افق را ببینی"

ابراهیم ادرکنا

"از نسل سلمان" جمعه 23 دی1390
اسمت را که شنیدم ٬ دلم لرزید ....... انگار که مدت هاست می شناختم تو را ....... نمی دانم این آشنایی از کجاست؟؟!!!

تصویرت که پخش شد ٬ دیگر توانی برای ماندن نبود ..... شانه هایم بی اختیار شده بودند و چشمانم چشمه .....

نگاهت با من سخن می گوید .....انگار نام تو را از روی ازل در زمره شهدا نوشته بودند :

"شهید مصطفی احمدی روشن"

شهادت ات مبارک

 

"از نسل سلمان" جمعه 16 دی1390
کربلا اگه مشرف شده باشین٬بین تل زینبیه تا خیمه گاه یه خیابون که نه٬بهتره بگیم یه کوچه تنگه که دو طرفش هم بازار کردن و از هر طرف جنسه که آویزون شده.....حالا تصور کن که مداح باید تو این مسیر چه زوری بزنه تا کاروان و کاروانیان به خاطر بازار از هم نپاشن !!!

با خودم تصمیم گرفته بودم که کاری نکنم که بعد از برگشتن حسرت لحظه ها و ثانیه های باطل و پوچ٬ آتیش به جیگرم بزنه ..... بنابرین چشم بر دنیا و بازارش بستم تا اینکه فریاد دختر بچه ای ۶-۵ ساله (از اعضای کاروان ما)حواسم رو متوجه گوشه ای از بازار کرد که داشت پدر و مادرش رو وادار به خرید عروسکی بزرگ و البته بی ریخت میکرد......پدر و مادر هم ٬ مهربان تر از همیشه و با ناز و نوازش و بوس  براش عروسک خریدن!!!!

صدای مداح هنوز هم به گوش میرسید ..... نوحه خانم رقیه(س) بود ...... "گریه نکن عمو برات آب میاره ٬ گریه نکن وگرنه اصغر از خواب میپره "

دلم طاقت نیاورد ......در حالیکه خودم رو کنترل کرده بودم به مادر دختر بچه گفتم:ای کاش از اینجا براش عروسک نمی خریدین ......... هنوز حرفم تموم نشده بود که با عصبانیت بهم گفت:حیف از دختر جوونی مثل تو نیست که خرافاتی باشه؟!!! ........... سریع رد شد و رفت ولی کاش می موند تا جوابش رو بدم.

بگم که من چیزی جز باادب بودن رو بهشون گوش زد نکردم و اگه این حرف خرافاته پس باید بدونن که دین شون بر خرافاته ...

"اخلاق و ادب نیمی از اسلام است." پس اسلام خرافاته؟

مگر نماز٬ نماد شکرگزاری و ادب به درگاه الهی نیست؟ پس خرافاته؟

پابرهنه تو بین الحرمین بودن نشانه ادبه. پس خرافاته؟

اذن دخول قبل از ورود به حرم ٬ ادبه. پس خرافاته؟

اینکه خدا در قرآن از ما خواسته تا "صدامون رو از صدای نبی بالاتر نبریم" ادبه. پس خرافاته؟

سفارش امام صادق(ع) بر خواندن نماز زیارت نشانه ادبه. پس خرافاته؟

مستحبه که با لباس های خاکی سفر به زیارت مشرف نشیم جز در سفر کربلا٬که همه نشانه ادبه. پس خرافاته؟

و هزاران دلیل و سند دیگه بر ادب دین ما.

اگه ادب در مرام شما خرافاته ....... من دوست دارم خرافاتی باشم



حالا فردا پس فردا هم دوس دارن که دختر دردانه شون حسین دوست باشه اما کسی نیست که بهشون بگه : "شمایی که حاضر نشدین به خاطر ادب و احترام به اهل بیت حسین(ع) ٬ عروسک رو از دست بچه تون بگیرین چه طور انتظار دارین که این فرد در آینده به خاطر حسین(ع) دست کسی رو بگیره؟؟!!!"

"از نسل سلمان" شنبه 5 آذر1390
هیچی نمی گم چون :

           محرم راز دل شیدای خود                        کس نمی بینم ز خاص و عام را

           با دل آرامی مرا خاطر خوش است             کز دلم یکباره برد آرام را



           بهشت ارزانی خوبان عالم                       بهشت من تماشای حسین است



         مداحان عمری نوحه خواندند برای علی اصغرت :

                            گریه نکن .... ایشالله بارون می باره

                            گریه نکن .... وگرنه مادر می بینه

                            گریه نکن .... رقیه گریه اش می گیره

حالا چقدر خراب می شی اگه شب هفت محرم کربلا باشی و بارون بگیره؟؟!!

چه  بد کرداری ای چرخ ..... نه دین داری نه آئین داری ای چرخ ..... نه دین داری نه آئین !!

(عکس گرفته شده در شب هفتم محرم پارسال - بین الحرمین و باران)

  

"از نسل سلمان" یکشنبه 15 آبان1390
خیلی دوست داشتم حرفهای دلم رو به زبون بیارم و دلم رو خالی کنم اما ....

اما دیدم این دل صاحب داره و صاحبش فقط اهل بیت علیهم السلام هستند....

روا نیست پیش هر کس و ناکسی عقده دل وا کرد ....

به هر حال محرم رسید ....

یاد حرم اباعبدالله

یاد بوی سیب که تو فضای صحن اش پر می زنه

یاد عشق بازی ها

یاد باد آن روزگاران یاد باد


حسین از عرفات به سمت کوفه راهی شده ....

بیاین همه روضه خون بشیم برا مولامون

حسین میا به کوفهههههههههههه

کوفه وفا ندارهههههههههه

کوفه وفا ندارهههههههههه


این قالب رو انتخاب کردم چون کلمه "حسین" رو طوری طراحی کرده که شبیه "سیب" شده

حتما می دونید که چه نسبتی دارن !!!

توضیح نمیدم تا خودتون با آقا عشق بازی کنید.

(عکس گرفته شده در کربلا / محرم ۸۹ )

 

ابزار رایگان وبلاگ